من اومدم
مامان و بابا رفته بودند
بانه که مامان یه درد نبض مانند تو تخمدوناش حس میکنه و البته وقتی بر میگردند مامان پریش هم عقب افتاده و فرداش که پنج شنبه 12 مرداد بود بابایی یه بی بی چک گرفت که مامان ساعت 2 همون روز تست داد و دید که جواب مثبته مامان اول از همه به بابا گفت و دوتایی کلی ذوق کردند
. امروز شنبه هم مامان رفت آز خون داد . اما خوب من دیگه تو دلش درست شدم . فردا جواب میدن و مامان میخواد بره پیش دکتر تا ببینه چه کارایی باید انجام بده . فکر کنم اردیبهشت به دنیا بیام الان در حال تکثیرم .![]()
.gif)
خاطرات نی نی :
شروع
تاچند وقت پيش فقط يك اسپرم مجرد و الاف بودم اما از امروز كه زندگي مشتركم را با تخمك شروع كردم .همه چيز برايم هدفمند شده است . براي مسكن فعلا رحم را براي چند ماه اجاره كردم ...البته به محض تمام شدن مهلت صاحب خانه من را بيرون مي اندازد و تمام وسايلم را هم مي اندازد تو ي كوچه


من اومدم
