شاه نی نی

 

 

  

 
Daisypath - (RhAl)personal pic
 
 

و خداوند با تولدت نعمت را بر من تمام کرد.

عزیز تر از جانم این حرفها را به عنوان یادگاری برایت مینویسم شاید یک روزی برسد که

دیگر فرصت گفتن خیلی از حرفها را نداشته باشم ،به هر حال روزگار ما روزگار غریبیست.

هر چند که برای کارهای روزانه ی خویش هم وقت کم می آوریم  چه برسد برای خاطره

نویسی !  

خیلی از این حرفها خاطرات روزهایی ست که  طی طریق کردیم .برایت    

می نویسم و می خواهم قبل از این که غبار زمان آنها را کمرنگ کند و از حافظه ی ضعیف

من پاک شود یک جایی ثبت کنم. امیدوارم یک روز خودت این خاطرات را بخوانی و لذت

ببری.

همه زندگیم از خدای مهربان برای تو طلب موفقیت،سلامت،و عاقبت به خیری میکنم.

Daisypath Anniversary tickersDaisypath - Personal picture

 

 

 

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 4:57 بعد از ظهر | سه شنبه 22 دی 1394 توسط مامان شاه نی نی

رزای دو سال و نیمه ی من دیگه کاملا حرف میزنید. خودم هم فکر نمیکردم  به این زودی حرف بزنید اما شد. عاشق مدرسه هستید و دائم میگین منو ببر مدرسه ی بچه ها . کاملا رنگها رو بلد هستید حتی رنگهای ترکیبی مثل بنفش طوسی و طلایی. کاملا اشکال هندسی رو بلد هستید حتی بیضی. در جواب مثبت فقط بله میگین.حتی اعضای داخلی بدن رو بلد هستید مثل قلب یا اعضای سخت مثل زانو .هنوزم مهارت فوق العاده ای در هم زدن خونه دارید.خیلی زیبا برای پدر و مادرتون دعا میکنید.هر جا میریم همه عاشقت میشن. برات آرزوی سلامتی و بهروزی میکنم عزیز  دلم .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 4:39 بعد از ظهر | سه شنبه 22 دی 1394 توسط مامان شاه نی نی

رزای عزیزم دو سال و شش ماه شدید و روزهای شلوغ و

پر سرو صدایی دارید و اونقدر وقت مامان و بابا رو گرفتید که

دیگه حتی نمیتونم بیام اینجا و ازتون بنویسم . تقریبا حرف

میزنید و حدود دویست تا سیصد و شایدم بیشتر کلمه بلدید.

عاشق تاب بازی هستید و شعر تاب تاب عباسی خدا منو ...

میخونید. بسیار حساس و زود رنج هستید به طوری که وقتی

دعواتون میکنیم فوری بالا میارید. هیچی دیگه از گلم نمیشه

نازک تر بهتون گفت. کم غذا شدید و سخت غذا میخورید.

بسیار شلوغ و کنجکاوید به طوری که پسرها و دختران کوچک

فامیل سرشون رو به چپ و راست تکون میدن و میگن این بچه

خیلی شلوغه. عاشق خنده ها و چال لپات هستم. به من

میگین مامانی و چون فکر میکنید نی رو باید به بابا هم اضافه

کنید به باباتون هم میگید بابانی.خلاصه فستیوالی هستید

برای خودتون.

این روزها روزهای شلوغ و پر کار و پر فکری برای ماست. اما از شما   هم غافل نیستیم. دوستت داریم کودک

دلبندمان .

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 5:53 بعد از ظهر | پنجشنبه 26 شهريور 1394 توسط مامان شاه نی نی

تولد تولد تولدت مبارک ...

بالاخره بعد از مدتها تونستم بیام و عکس های تولد رزا جون رو بزارم . هزار ماشالله آنقدر شیرین زبون و شلوغ شده که فرصت ندارم حتی بیام اینجا و روزمرگی هاشو بنویسم. رزا کم کم به حرف افتاده و خیلی از کلمات رو میگه . کلماتی چون

بابا اسی که پدر خودمه و وقتی میپرسم کجاس دستاشو میبره بالا و ومیگه خدا

عمه -سیزی اسم خاله اش -پیشی گربه -اسم مامانش -مامانی و بابانی -دوغ -پارک -اسب -ماست  -اتی اسم خاله اش  -اسم عمه اش -بای بای -رفت -نیست -موز- شیر- هاپو- چای- باد- یایا یعنی لالا - پوفه - نانایی - میام - بده - لیلا - جوجو -بیا-و خیلی چیزهای دیگه...

اینم عکس تولد های رزا جون دو تا جشن داشت . کلی کادو از همه گرفت و مامانش هم دو تا کیک پخت براش.تم تولدش هم جین بود که مامانی براش طراحی کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 4:57 بعد از ظهر | سه شنبه 11 فروردين 1394 توسط مامان شاه نی نی

 گل قشنگ مامان

 

نفسم مامان فدات بشه که روز به روز شیرین زبونتر میشین و خانومتر

چند تا کلمه جدید یاد گرفتین و با تکرارشون منو بابایی رو غرق لذت

می کنین.

کلماتی مثله:

ماه :ماهی

ما:ماست

یف : رفت

آب بابی :آب بازی

کاکاع : کاکائو

بب:ببر

شی : شیر

نانا : نانایی :مامان ناهید

آآ: بای بای

دو : 2

نی نی

پیتیکو

هاپو

جوجو

مقنعه نماز نانایی رو می اندازین سرتون و میرین جلو آینه . مفهوم آینه رو خوب می دونین دیگه .

عشق مامان عاشق کاکائو هستین و حتما هم باید خودت دستت

بگیری و بخوری . اونم از نوع تلخش .

همراه با فیت کلاب ورزش میکنین .

دستتون رو جلو چشمتون میذارین و الکی گریه میکنین .

به بوس میگین اومه .

وقتی سوال میپرسیم و جوابش مثبته سرتونو به علامت مثبت تکون میدین .

باهاتون اسامی مختلف رو با نوشته ها و صداش کار میکنم که خیلی دوست دارین .

اکثر وسایل خونه رو میشناسی:مبل. فرش. تی وی. کولر. لامپ. میز. 

صندلی. کنترل. گوشی. یخچال. کمد. قاشق. بشقاب. لیوان. روفرشی

و... و خوب متوجه میشین که ازتون چی میخواهیم . و هر کاری هم که برامون انجام میدین فوری دست میزنین برای خودتون و از ما هم میخواهین که دست بزنیم براتون .

عاشق موسیقی هستین . یک موتزارت واقعی که من و بابای تون تصمیم داریم حتما یه کلاس موسیقی بفرستیمتون .

عاشق حمام هستین وبازی تو حمام مثلا  عروسکهاتو حموم می کنیم

تو تلوزیون هر چی نشون میده تند تند واسم اسمشو میگی:نی نی.

ماهی. آب....

رو آشغال خیلی حساس شدی و هر چی پیدا می کنی از روی زمین بر میداری ومیای میگی اه اه .

یه عادتی پیدا کردی که وقتی ناراحت میشی و مخصوصا بابایی بهتون کم لطفی میکنه بالا میاری.

میگم بابایی کو میگی یف.

عاشق اتاقتون هستین . مخصوصا فرشی که بابایی جدیدا براتون خریده . دوست داری روش غلط بزنین.

وقتی زمین میخورین زمین رو میزنین و میگین دق.

کاپشنت رو بر میدارین و دنبال هر کی که میخواد از در بیرون بره میرین و میگین آآ

عاشق تشک تختمون هستین و روش می پرین.

عاشق برق روشن کردنین و فکر کنم این ماه پول برق سر به آسمون بگذاره .

وقتی تو ماشین هستیم عاشق اینی که روی پای پدرتون بشینین و سرتون رو از شیشه بیرون بیارین و با ماشینا بای بای کنین .

گاهی هم از شیشه چیز بندازین بیرون یه بار اگه متوجه نشده بودم ریموت در خونه رو انداخته بودین رفته بود .

عاشق پارک هستین و الانم با نانایی رفتین پارک .

 

اولین گریمتون توسط مامانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اینم خرابکاری تون در پذیرایی

 

 

 

نحوه ی لم دادن روی مبل

 

 

غلط خوردن روی فرش اتاقتون

 

 

اینم رزا در مقنعه ی نماز مادر بزرگشون

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

واینم از آشپزخانه

 

 

 

 

پ.ن : ببخشید اگه عکسا یه کم بی کیفیته . همشون با موبایل و فی البداهه هست .

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 5:17 بعد از ظهر | سه شنبه 14 بهمن 1393 توسط مامان شاه نی نی

رزا و پاییز

 

رزا در تفکر

 

رزا در حال در رفتن از دست والدین

 

رزا در حال رقص در تولد پدرش

 

رزا در حال بوس دادن به پدرش

 

رزا روی آلاچیق باغ

 

رزا در حال دویدن

 

و باز رزا در پاییز

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 5:44 بعد از ظهر | يکشنبه 16 آذر 1393 توسط مامان شاه نی نی

هر انسان لبخندی از خداست و تو زیبا ترین لبخند خدایی

بهانه زندگیم تولدت مبارک . . .

پدر عزیزم تولدت مبارک . امشب خیلی خوش گذشت . مامانی برات چیز کیک درست کرد و مامان بزرگم و خاله هام برات کیک و کادو آوردن و سورپرایزت کردن . خوب امسال رشته ی حقوق با رتبه ی عالی قبول شدین و ما تصمیم گرفتیم یه جشن کوچولو ترتیب بدیم . ایشاله پدر عزیزم صد ساله شی و سایه ات بالا سر ما باشه .

 

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 5:28 بعد از ظهر | سه شنبه 20 آبان 1393 توسط مامان شاه نی نی

عاشق رقصین . اونقدر که فقط کافیه یه آهنگ شاد بشنوین دیگه رو پا بند نمیشین .

دیروز بردمتون مدرسه . وقتی همکارامو دیدین مثل یه خانم به همشون دست دادین اما بغلشون نرفتین . وقتی بچه ها رو دیدین خیلی چهر ه تون با مزه شده بود . از دیدن این همه نی نی شگفت زده شده بودی و با یه حالت پوزخند لبخند میزدی بهشون و باهاشون بای بای میکردین . قربون اون چال لپاتون بشم من که با هر لبخندی میره تو گونه های خوشگلتون .

دیروز حالتون خوب نبود . دل ناز و خوشگلتون درد میکرد . اما مادر بزرگ با تجربه ات بالاخره کمکت کرد و حالت خوب شد.

پ . ن1 : خدایا شکرت به خاطر رزا و پدر خوب و مهربونش.

پ. ن 2 : خدایا شکرت به خاطر وجود مادرم که حلال مشکلات منه .

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 11:50 قبل از ظهر | چهارشنبه 30 مهر 1393 توسط مامان شاه نی نی

رزای گلم امروز با بابایتون بردیمتون پایش قد و وزن . خانومه خیلی راضی بود و وزنتون از صدک زده بود بالا . قد هم که گفت بالا هست اما از نظر هوشی  هم ماه بودین .

وزنتون 9200 و قد 85 بود .

بعد هم واکسنتون رو زدن که کمی گریه کردین و بعد تو بغل بابایی آروم شدین .

انگار قبلش متوجه شده بودین که واکسن دارین چون بغض میکردین . خانومه که واکسن میزد گفت دیگه به سلامت تا شش سالگی.

منم آرزو کردم تا اون موقع سالم و سلامت باشین تا بیاییم واکسنتون رو بزنیم .

این روزها به سرعت میگذره . قشنگ میدوید . منظورتون رو خوب میرسونید و منظور ما رو هم متوجه میشین. تنها ایرادی که دارید خیلی به وسایل خونه دست میزنید  و اصلا اسباب بازی دوست نداری.

پ . ن : متشکرم از همسر عزیزم ، رزا و مادر و خواهران خوبم که تولدمو بهم تبریک گفتید و با کادوهاتون شرمندم کردین .



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 1:49 بعد از ظهر | چهارشنبه 16 مهر 1393 توسط مامان شاه نی نی

دیشب دوباره تا مدتها بیمارستان آتیه بودیم . خروسک گرفتین و خیلی اذیت شدین . خیلی نگرانتون هستیم دختر نازم .

من پدرتون و مادر بزرگتون همراهتون بودیم .آمپول زدین و بخور دادن براتون . الان کمی بهترین اما هنوز صداتون یه کم گرفته . امیدوارم همیشه سلامت باشین گل نازم .



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 4:02 بعد از ظهر | شنبه 22 شهريور 1393 توسط مامان شاه نی نی

خیلی خیلی خوش حالیم .

بالاخره بابا جونم زحمتاشون به ثمر رسید و دانشگاه در رشته ی حقوق که خیلی مامان جونم دوست داشت و تشویقش کرد تا درس بخونه با رتبه ی 482  قبول شد .

همین جا بهت تبریک میگیم پدر عزیز و مهربونم

رزا

 

پ.ن : همسر عزیزم بهت تبریک میگم و امیدوارم همیشه تو زندگی موفق باشی. بدون من و رزای تو همیشه همراهت هستیم .



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 3:17 بعد از ظهر | چهارشنبه 19 شهريور 1393 توسط مامان شاه نی نی
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 17 صفحه بعد
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب

صفحات وبلاگ

آخرين مطالب

موضوعات

پيوند ها

پيوندهاي روزانه

آمار وبلاگ









kaj tasavir کد کج شدن عکسها در وبلاگ